دکتر حمید طاهری

انتخابات تاکستان

بررسی تحلیلی و تاریخی فعل های پیشوندی در زبان فارسی

مقدمه :
فعل پیشوندی ، فعلی است که عنصر غیر فعلی آن « پیشوند » است . فعل های پیشوندی یکی از انواع مهم و رایج فعل در زبان فارسی دری به خصوص زبان دوره ی تکوین ( قرن چهارم تا هفتم ) بوده اند ، نسبت پیشوند با فعل ساده ، نسبت قید به فعل است ، زیرا پیشوندها عمدتاً مفهوم و جایگاه و کارکرد قید یا متمم را برای فعل ساده دارند .
با گذر زمان و مرور ایام ، از رواج و کارآیی این فعل ها کاسته شده و فعل ساده یا مرکب ، ( فعلی که عنصر غیر فعلی آن اسم یا صفت است ) جانشین این فعل ها می شود . با نسبت و رابطه ای که پیشوند فعلی با قید یا متمم ( گروه حرف اضافه ) دارد ، شمار زیادی از پیشوندها تبدیل به یک گروه اسمی یا گروه قیدی مستقل در جمله می شوند و آن دسته از پیشوندها ، که معنا و مفهوم تازه ای به فعل ساده در الحاق به گروه فعلی می بخشیدند ، تبدیل به اسم یا صفت و حتی گروه حرف اضافه می شود و به گروه فعلی ملحق و فعل مرکب یا عبارت فعلی می سازد . این پیشوندها و فعل ها از دوره های اولیه تکوین زبان فارسی به این سو ، سیری رو به کاهش داشته اند .
در زبان های ایرانی دوره ی باستان ، همچون اوستایی و فارسی باستان و دوره ی میانه ، مانند زبان پهلوی و پهلوانیک ، فعل پیشوندی رواج و کارایی شایسته ای داشته است . بسیاری از پیشوندهای فعل دوره ی باستان ، به فارسی میانه و دری منتقل شده اند و بسیاری نیز متروک و مرده اند . پیشوندهای فعل در زبان فارسی دری متعدد بوده اند ؛ برخی صورت آوایی باستان و میانه ی  خود را حفظ کرده و تعدادی تحول آوایی پیدا کرده اند . این پیشوندها و فعل ها از دورهای اولیه ی تکوین زبان فارسی به این سو ، سیری رو به کاهش داشته اند .
در تحلیل این گونه ی فعل در زبان فارسی کوشیده ایم جایگاه پیشوند را در گروه فعلی بررسی کنیم و ضمن برشمردن و معرفی عمده ی پیشوندهای فعلی ، تطور و تحول پیشوند و فعل های پیشوندی را تا حدودی بیان نماییم .
در این مقاله از دو موضوع اصلی بحث شده است : یکی نسبت و پیوند پیشوند با فعل و کارکرد آن در گروه فعلی و این موضوع زمینه ساز ورود به بحث دوم است . دیگر این که فعل های پیشوندی در جریان حیات خود ، حرکتی رو به کاهش داشته و متحول شده اند . در بحث دوم سعی گردیده تا چگونگی این تحول نموده شود .
کارکرد پیشوند در گروه فعلی : پیشوند برای هدف و قصدی به فعل می پیوندد . در تحقیقاتی که نسبت به چند و چون پیشوندهای فعلی شده است ، پیشوند سه عمل مهم با فعل ساده هنگام پیوست به آن انجام می دهد :
1- حکم قید را برای فعل دارد و معنای جهت ، سمت و جهت حرکت فعل را می نماید و بینگر مفاهیمی چون : بالا ، پایین ، پیش ، پس و حرکت به بالا ، پایین ، پیش ، پس و ... است . این کارکرد پیوند در پیوند با فعل ، بیشترین بسامد را دارد . در عبارات زیر این کارکرد بارز است :
• « و به پنج دیه مروالرود فرود آمدم » ( سفرنامه ناصر خسرو / ص 1 )
• « و مردم پوست گاو ببرند و پر نوشادر کنند و از سر کوه بغلطانند که به راه نتوان فرود آوردن » (سفرنامه ناصر خسرو / ص 5 )
• « تا کنار رودخانه که از آن جا آب برآورند و به قلعه برند » (سفرنامه ناصر خسرو / ص 7 )
• « و دو دست برآور » ( مرصادالعباد / ص 168 )
• « هر روز حاجب علی بر نشستی و به صحرا آمدی » ( تاریخ بیهقی / ص 4 )
• « پدرم ما را برگرفت ، ما دست بریازیدیم و آن قرص از آن طاق فرو گرفتیم . » ( اسرارالتوحید / ص 17 )
در شواهد یاد شده پیشوندهای فرود ، بر و فرو جهت فعل و یا جهت حرکت آن را نشان می دهند . و در حکم قید یا متمم فعل هستند . برای سوار شدن بر اسب باید پا بر رکاب نهاد ، بالا رفت و سوار شد . سمت و سوی لطیدن از کوه به پایین است . هنگام کشیدن آب از چاه یا رود ظرف آب را از پایین به بالا می کشند و برای برداشتن نان از طاقچه دست را به بالا دراز می کنند – آن گاه که طاقچه بلند تر از قامت دست یازنده است – بنابراین در تمام عبارات آمده ، کارکرد پیشوند ، کارکرد قیدی است . پیشوندهای فعلی فرود ، فرا ، فراز ، بر ، در ، بیرون ، باز ، اندر ، در ، وا و ... کارکرد قیدی دارند .
این کارکرد پیشوند در زبان اوستایی ، فارسی باستان ، پهلوی و پهلونیک نیز به چشم می خورد . در عبارت زیر از اوستا ، پیشوند « باز » در مفهوم « پیوسته » حکم قید را برای فعل « خواهد ستود » دارد :
buyatahmi namane …na…yono bada frayazaite
( یشت 3 / بند 52 ، به نقل از دستور تاریخی محسن ابوالقاسمی / ص 193 )
باد در این خانه مردی که ما را پیوسته خواهد ستود
در عبارت زیر از فارسی میانه ی ترفانی ، پیشوند ( ul = بر ) جهت و سمت فعل (  ahraft hend  = برخاستن ) را نشان میدهد :
mihr yazd ud…ul o wahistaw ahrafthend
( دستور تاریخی ، محسن ابوالقاسمی / ص 193 )
ایزد مهر و ... به سوی بهشت برخاستند
در عبارت زیر از پهلوی اشکنی ترفانی ، پیشوند « فراز » جهت فعل و حرکت آن را بیان می کند :
asah tu gyan ud fraz camah    ( همان / ص 193 )
بیا تو ای دل و فراز چم
2- کارکرد دوم پیشوند در گروه فعلی تقویت معنای فعل و ایجاد تاکید در آن است . این کارکرد نیز غیر از کارکرد قیدی نیست . اگر این پیشوندها از گروه فعلی حذف شوند ، قید های تاکید جای آن ها را به صورت یک گروه اسمی مستقل خواهند گرفت . قید هایی از قبیل : البته ، باید ، می باید ، حتما ، قطعا ، بی شک ، واقعا ، بی چون و چرا و ...
شایان ذکر است که عمده ی عملکرد قید در جمله ، متوجه فعل است . قید بیانگر این معناست که فعل کی ، کجا ، چرا ، چگونه ، چه قدر و ... به وقوع پیوسته است . پیوند پیشوند با فعل نیز می تواند از این مقوله باشد .
در شواهد زیر پیشوند فقط ایجاد تاکید کرده است :
• « گفت : بگذار تا تو را مغمزه بکنم و حکایتی است ، برگویم » ( اسرار التوحید / ص 72 )
• « تا نفس قلاش صفت را به رَسَن درد بربندند » ( مرصادالعباد / ص 206 )
• « بر کاغذی نوشتم باوی دهم که : این شعر برخوان » ( سفرنامه ناصرخسرو / ص 1 )
• « و عوام از پس او اندر تاخت » ( تاریخ بلعمی / ص 192 )
• « جام زربفت برپوشید و عصابه با گوهر بست » ( تاریخ بلعمی / ص 192 )
• « و دور روزگر دردی درد در داده » ( نفثه المصدور / ص 5 )
• « درخواست او را درپذیرفت » ( سیاست نامه / ص 224 )
3- سومین کارکرد پیشوند در گروه فعلی ، ایجاد معنا و مفهومی تازه در فعل است . این عملکرد پیشوند نسبت به کارکرد دیگر ، از بسامد کمتری برخوردار است . به خصوص در زبان عصر تکوین . آن جا که پیشوند مفهومی تازه به فعل می بخشد نیز اثر کم رنگی از کارکرد قیدی آن به چشم می خورد :
• « دنیا تمام به دست نیامده از آخرت برآمده » ( مرصادالعباد / ص 388 )
• « تا مرتبه ی اعزاز و اکرام تو بازبینم » ( مرصادالعباد / ص 94 )
• هرچند که احمد نیالتگین برافتاده » ( تاریخ بلعمی / ص 669 )
• « سی سال است با یک کلمه می آویزم ... هنوز با وی بر نیامده ام » ( اسرار التوحید / ص 267 )
• « او را از ملک باز کنید » ( تاریخ بلعمی / ص 185 )
• « از آن جا بازدارید و به حق و سزا صرف کنید » ( تاریخ بلعمی / ص 161 )
نکته ی مهمی که از مطالب و شواهد ذکر شده به دست می آید ، این است که ارتباط معنایی دقیق و ظریفی بین پیشوندهای فعلی و قید و متمم ( حرف اضافه به همراه اسم ) وجود دارد . تطور و تحول فعل های پیشوندی در زبان فارسی از عصر تکوین زبان فارسی دری تا امروز این نظر را اثبات می کند . تفصیل این مهم آن است که شمار و بسامد فعل های پیشوندی در زبان فارسی دوره ی تکوین ، به مراتب بیشتر از دوره ی درسی معاصر است . در رهگذر تطور زبان فارسی در طی حیات ، فعل های پیشوندی چنین دگرگون می شوند : پیشوندهای فعلی در معنای قید ، جای خود را به گروه قیدی مستقل ( خارج از گروه فعلی ) یا متمم می بخشند و پیشوندهای بیانگر تاکید و تقویت مفهوم فعل نیز به قید یا متمم تبدیل شده اند و پیشوندهای معنا ساز که هنگام پیوند با فعل ساده ، مفهوم تازه ای به فعل می بخشند ، عمدتا تبدیل به گروه فعلی با عنصر غیر فعلی اسم یا صفت ( فعل مرکب ) گردیده اند .
در زبان های دوره ی باستان نیز پیشوندهای فعل ، کاملا از حروف اضافه ، تفکیک نشده ، قابل تشخیص نبوده اند و می شود هم از آن ها به پیشوند تعبیر کرد و هم به حرف اضافه . مثلاً در جمله :
asamanom avi frasusani zam avi niu rvisyani ( یشت 17 / بند 57 / به نقل از زبان اوستایی )
به آسمانها بروم یا به زمین بازگردم .
از zam avi  و asamanavi  به عنوان ساخت حرف اضافه برای « به سوی آسمان » و « به سوی زمین » می توان تعبیر کرد و از سوی دیگر می توان avi  را به عنوان پیشوند به فعل نسبت داد ؛ یعنی به fra-susa و معنی کرد : روی آوردن به زمین و آسمان .

تحول و دگرگونی فعل های پیشوندی
یکی از مهمترین دلایل تحول و تطور مقوله های زبان ، مخصوصاً معنا ، تحولات اجتماعی است . پیشوند نیز از این عامل و علت تحول و تطور برکنار نمانده است . بدین معنی که محدود بودن شمار پیشوندهای فعلی – که از طبقات بسته زبان هستند – و تحولات گسترده ی اجتماعی سبب از رونق و رواج افتادن پیشوندهای فعلی و فعل های پیشوندی است . محدودیت شمار پیشوندهای فعل ، آن ها را از حرکت همزمان و هم عنان تحولات اجتماعی در دلالت بر معانی نو و تازه باز می دارد . این روند در حوزه ی کلمات نیز صادق است . در تطور زبان فارسی ، بسامد کلمات مشتق رو به کاستی است . در عوض بسامد کلمات مرکب رو به افزایش است . از آن جا که وندها نیز از طبقه ی بسته زبانند و شمار آن ها اندک و محدود است ، کلمات مشتق که از یک تکواژ قاموسی به عنوان پایه و یک وند ساخته می شوند ، رو به کاهش اند . وند ها جوابگوی تحولات سریع اجتماع و بیان معانی و مفاهیم متعدد تازه نیستند . ناگفته نماند که اندیشه و نگاه انسان امروزی نیز به ترکیب و پیچیدگی تمایل دارد . این امر سبب شده است که شمار کلمات مرکب و عبارت در زبان فارسی رو به افزونی و بسامد واژه های مشتق رو به کاستی باشد .
بسامد فعل های پیشوندی در زبان فارسی دوره تکوین و در آثار مهم این دوره ، چون سفر نامه ی ناصرخسرو ، تاریخ بیهقی ، تاریخ بلعمی و اسرارالتوحید به مراتب بیشتر از آثار زبان دوره ی درسی و تحول است . این کاهش در پیدایش یک مختصه سبکی بسیار مهم عصر درسی ( نثر فنی و مصنوع ) نقش بسیار در خور دارد . در متون عصر تکوین ، جمله ها کوتاه تر از جمله های دوره ی درسی هستند و این مختصه با کاهش پیشوندهای فعلی رابطه ی مستقیم دارد . وقتی پیشوندهای فعلی در گروه فعلی ، حکم قید یا متمم را دارند ، با کاهش این افعال گروه های اسمی و قیدی در جمله جانشین پیشوند می شوند و این امر سبب طولانی شدن محور هم نشینی جملات می گردد . به تعبیری دیگر ، گروه های اسمی یا قیدی تازه ای با مفاهیمی چون جهت ، سمت و سوی حرکت و تاکید ( مفهوم پیشوندهای فعل ) در جمله پدید می آیند . کاهش پیشوند فعل ، سبب افزایش گروه های قیدی در جمله می گردد و این جایگزینی ، محور هم نشینی جمله را نیز به تطویل سوق می دهد .
برای مثال اگر از جمله ی « حاجب علی هر روز بر نشستی و به صحرا آمدی » پیشوند فعلی « بر » حذف شود ، ناچار یک گروه اسمی در جایگاه متمم به جمله اضافه می شود و جمله به این صورت طولانی می شود : « حاجب علی هر روز بر اسب نشستی و به صحرا  آمدی » در نتیجه یک گروه بر اجزا و گروه های جمله ی اول با حذف پیشوند ، افزوده می شود .
به نظر نگارنده پیشوند فعلی و برخی گروه های قیدی و متممی و عنصر غیر فعلی در فعل مرکب ، گاهی کاربرد واحدی دارند و می توانند جایگزین هم شوند و این جایگزینی چنان که در مقوله ی تحول زبان ، ذکر شد ، اتفاق می افتد . آن جا که پیشوند مفهوم جهت و حرکت را نشان می دهد با قید یکسان است و زمانی که برای تقویت معنای فعل و تاکید وقوع فعل به کار می رود با متمم و قید یکی است و آن گاه که مفهوم و معنایی تازه به فعل ساده می بخشد ، با عنصر غیر فعلی ( اسم / صفت ) در فعل مرکب یکی می شود . تحول زبان از دوره ی تکوین به دوره درسی سبب کاهش پیشوند و افزایش گروه های قیدی ، متممی و فعل مرکب است .
نکته ی دیگر شایسته ی ذکر در تطور فعل های پیشوندی آن است ، که برخی از پیشوندهای فعلی که در دوره های باستان و میانه دارای معنا بوده اند و تکواژ پُِر محسوب می شده اند ، با گذشت ایام ، دلالت معنایی آن ها ضعیف گشته و تبدیل به تکواژ تهی یا بی معنی شده اند . از این گونه اند : « اندر » و « در » . پیشوند در با صورت کهن تر خود ( اندر ) به معنی درون و داخل چیزی بوده است و بعد تبدیل به حرف اضافه شده است . پیشوند ( بر ) نیز که به معنای استعلاست عمدتا جهت حرکت فعل را نشان می دهد و به مرور تبدیل به حرف اضافه شده است . برخی از صاحبنظران اعتقاد دارند که تعدادی از پیشوندهای فعل با حرف اضافه مشترک هستند در حالی که بهتر است آن ها را مشترک نخوانیم بلکه یکی بدانیم با این توضیح و توجیه که از تکواژ پربه تهی تبدیل شده اند .
در تطور حروف نیز چنین تحولی را شاهدیم . بسیاری از حروف اضافه که کاربردهای متنوع و متعدد داشته اند ، با گذر زمان کاربردهای متعدد خود را از دست داده اند و تنها یک کاربرد را حفظ کرده اند و در عوض ، برخی از تکواژهای پُر جایگزین آن ها شده اند و در این جایگزینی تکواژهای معنا دار ، معنی خود را از دست داده اند . تکواژهای : وسیله ، سبب ، جهت ، ظاهر ، واسطه که همگی معنادار بوده اند ، با جایگزینی معنای خود را از دست داده و تهی شده اند و حتی دلالت آن ها در دوره های بعد با یک حرف اضافه ی ساده تقویت شده است و تبدیل شده اند به : به واسطه ی ، به وسیله ی ، به خاطر ، به جهت و ...
عنصر صرفی « همی » نیز که در آغاز دوره تکوین ، تکواژ پر بوده و مفهوم قیدی همیشه و پیوسته را داشته است ، به مرور در دوره ی تکوین تبدیل به تکواژ تهی شده و با پیوستن به فعل ماضی استمراری افزوده است . این تکواژ امروزه در زبان تاتی در مفهوم پُر خود به کار می رود مثلا در جمله ی « همی میشو » یعنی همیشه می رود . و در جمله ی « همی مزنه » یعنی همیشه می زند .
نکته ی در خور دیگر در خصوص پیشوندهای فعل آن است که پیشوندهای فعلی ، در حکم قید به قید یا متممی در جمله ارجاع می شوند . متمم یا قید این پیشوندها گاهی حذف می گردد و گاهی ذکر می شود . قید ها و متمم ها با نسبت و رابطه ای که می توانند با نهاد و مفعول داشته باشند و همچنین با تصریح و عدم تصریحشان در جمله ، حذف یا ذکر می شوند . برخی از پیشوندهای فعلی با یکی از اجزای جمله ، رابطه ی مستقیم و انحصاری دارند و همین انحصار سبب حذف متمم یا قید مورد ارجاع آن ها می شود . از سوی دیگر اجتماع و تحولات اقتصادی و اجتماعی در این انحصار و ارتباط ، نقش بسزا دارند . مثلاً اگر وسیله ی نقلیه ی دوره ی تکوین اسب یا شتر است ، پیشوند « بر » در گروه فعلی ، گوینده یا نویسنده را از ذکر متمم « اسب » یا « شتر » بی نیاز می کند . در جمله ی « برنشست » متمم به دلیل وضوح و رابطه ی انحصاری با فعل « نشست » حذف شده است و ژرف ساخت جمله این است : بر اسب نشست .
در جمله ی « چون شب در آمد ، شیخ سرباز نهاد » ( اسرار التوحید / ص107 ) متمم و قید درآمدن شب به خاطر وضوح و ارتباط انحصاری با نهاد شب ، حذف شده است . اما در جمله ی « لقمان را دیدم کی از بالای خانقاه در پرید » ( اسرار التوحید / ص 28 ) این انحصار وجود ندارد و متمم یا قید « از بالای خانقاه » ذکر شده است . در جمله ی « حسن مودب درآمد » ( اسرار التوحید / ص 184 ) قید یا متمم فعل حذف شده است زیرا بارز و آشکار است و ارتباط انحصاری و ویژه با فعل دارد ، یعنی وارد خانه شد . لذا وقتی که انحصار و وضوح در جمله وجود ندارد ، قید یا متممی که پیشوند به آن ارجاع می شود ، ذکر می گردد . از این منظر جمله های زیر در خور توجه اند :
• « شتافت و به سر کوه بر شد » ( تاریخ بلعمی / ص 201 )
• « و او را بر نشاند و هر سه رفتند » ( همان / ص 198 )
• « و تبر زینی فرود آویخته » ( همان / ص 161 )
• « پرویز فرود آمد » ( همان / ص 199 )
• « به خواب دید چنان که کسی از آسمان فرود آمدی » ( همان / ص 88 )
تناسب و رابطه ای انحصاری بین برخاستن و متمم « از زمین » یا « از خواب » وجود دارد به همین دلیل پیشوند « بر » نشان دهنده ی این دو متمم است . متمم یا قید جمله های زیر به دلیل همین انحصار حذف شده است :
• « پاره ای در پیش برفتمی و بخفتمی ... پس برخاستمی » ( اسرار التوحید / ص 72 )
• « چون با خویش آمدم برخاستم » ( همان / ص 76 )
• « جماعت صوفیان برخاستند » ( همان / ص 184 )
• « حالی برخاست و بر اسب نشست » ( همان / ص 72 )
ذکر فراوانی و توزیع نوع فعل در « التفهیم » ، تاریخ بیهقی ، سفرنامه ناصر خسرو و مرصادالعباد که از متون دوره ی تکوین و درسی هستند ، بسیار قابل توجه و مهم است :
در بررسی 20 صفحه از کتاب « التفهیم » ابوریحان بیرونی که یک متن علمی و متعلق به دوره ی تکوین زبان فارسی است ، 350 فعل به دست آمده است – با ذکر این نکته که در این کتاب تصویر و پاورقی نیز سهمی در میزان حجم مطالب دارد – از این تعداد فقط 20 فعل پیشوندی است و مابقی ساده و مرکبند . از این 20 فعل پیشوندی ، 7 فعل دارای پیشوند « بر » ، 5 فعل ، پیشوند « باز » ، 4 فعل ، پیشوند « بیرون » و 3 فعل دارای پیشوند « فرو » هستند . نکته ی قابل توجه ، این که تمامی پیشوندهای فعل در مفهوم قید به کار رفته اند و بیانگر سمت و سو و جهت حرکت فعل هستند .
در بررسی 10 صفحه از کتاب تاریخ بیهقی که از متون تاریخی و ادبی دوره ی تکوین است ، 599 فعل به دست آمده است . از این تعداد 531 فعل ساده ، 28 فعل پیشوندی و مابقی مرکبند . از تعداد کل فعل های پیشوندی ، 21 پیشوند بیانگر مفهوم جهت و حرکت به سوی جهات مختلفند . 3 پیشوند در تاکید و تقویت معنای فعل به کار رفته اند و 9 پیشوند در ایجاد معنا و مفهوم تازه سهم داشته اند .
درصد فعل های پیشوندی از فعل های مرکب در تاریخ بیهقی نسبت کمتری دارد و این شایسته ی توجه است . از سویی نسبت فعل های ده صفحه از این کتاب تقریباً دو برابر شمار فعل های 20 صفحه از کتاب « التفهیم » بیرونی است این تعداد فعل به متن تاریخ بیهقی ، پویایی ، تحرک و تنوع خاص بخشیده است . هر چه تعداد بیشتری فعل در من به صورت هنرمندانه به کار رفته باشد ، پویایی و حرکت متن بیشتر خواهد شد . به نظر نگارنده ، می توان   فقط از منظر فعل به این کتاب نگاهی دقیق و توأم با تأمل داشت و نتایج قابل توجه به دست داد .
همچنین در بررسی 10 صفحه از سفرنامه ی ناصرخسرو ، 329 فعل به کار رفته است ، از این تعداد ، 284 فعل ساده و 28 فعل پیشوندی و 19 فعل مرکب است . از تعداد کل فعل های پیشوندی ، 8 فعل دارای پیشوند « بر » ، 5 فعل پیشوند « باز » ، 4 فعل پیشوند « در » ، 3 فعل پیشوند « فرو » و 2 فعل از پیشوند « فرود » ساخته شده است . دقت در نوع پیشوندها بیان کننده ی مفاهیم قیدی و در حکم قید فعل می باشند .
اما در بررسی صفحاتی از کتاب « مرصاد العباد » نجم الدین رازی که از متون فنی دوره درسی است ، نتایج زیر به دست آمد :
در 40 صفحه از این کتاب 495 فعل شمرده شد . 52% از افعال ، ساده ، 40 % مرکب و 11% پیشوندی هستند . از 56 فعل پیشوندی ، پیشوندهای حدود 39 فعل ، مفهوم و معنای قیدی دارند و بیانگر جهت و حرکت به سوی یکی از جهات می باشند . هفت فعل ایجاد تاکید در فعل کرده و تقویت معنای آن را به عهده داشته اند .
از میان فعل های پیشوندی ، بیشترین بسامد متعلق به پیشوند « بر » است با 25 بار تکرار  پس از آن متعلق به پیشوند « باز » است با 13 بار تکرار ، بعد به پیشوند « فرو » اختصاص دارد با 9 بار تکرار . سپس پیشوند « در » با 8 بار تکرار و پیشوند « اندر » که صورت آوایی قدیمتر « در » است با یک بار کاربرد ، از کمترین بسامد برخوردار است .
از آمار و ارقام فوق و توزیع و فراوانی فعل های ساده ، پیشوندی و مرکب می توان این نظر را اثبات کرد که تعداد فعل های پیشوندی در دوره ی درسی رو به کاهش است و در عوض شمار فعل های مرکب رو به افزایش . همچنین این نظر را نیز می توان اثبات کرد که جملات دوره ی درسی به تطویل گرایش دارند زیرا در بررسی 40 صفحه از متن مرصاد العباد ، فقط 495 فعل به دست آمده اما در بررسی 10 صفحه از تاریخ بیهقی ، 599 فعل و در سفرنامه ی ناصرخسرو ، 329 فعل در 10 صفحه از متن به دست آمده است .
حال ، پیشوندهای فعل پرکاربرد زبان فارسی را از دوره ی تکوین زبان دری تا به امروز معرفی می کنیم . در این معرفی چند هدف در نظر است : میزان زایایی و وسعت حوزه ی هر پیشوند فعلی مشخص می شود ؛ شواهد ذکر شده کارکردهای سه گانه هر پیشوندی را می نماید ؛ و سیر تطور و تحول پیشوندهای فعلی با ذکر توضیح و ارائه ی شواهد ، روشن می گردد :
اندر : این پیشوند در فارسی باستان با ( t ) هند و اروپایی به صورت antar به معنی داخل چیزی بوده و در پهلوی و فارسی دری به صورت اندر ، پیشوند فعل شده است . صورت مخفف آن « در » است که در کنار صورت کهن به کاری می رفته است . در ذخیره خوارزمشاهی هر دو صورت در کنار هم به کار رفته اند و این نشان سیر تحول آوایی یعنی اسقاط an در آغاز این پیشوند است . و عمدتاً تبدیل به حرف اضافه یعنی صورت تهی آن شده است . « در » امروزه نیز از پیشوندهای زنده و رایج زبان فارسی است .
از این پیشوند ، فعل های : اندر یافتن / اندر ماندن / اندر تاختن / اندر آمدن / اندر گرفتن ساخته شده اند .
• « بدان حجره اندر برون مرا » ( تاریخ سیستان / ص 65 )
• « چون پیش بایزید اندر آمدند » ( تذکره الاولیا / ص 58 )
• « مردمان غافل اندر گرفتند » ( تاریخ بلعمی / ص 195 )
• « تا هر که اندر وی نگرد زود اندر یابد » ( تاریخ بلعمی / ص 22 )
این پیشوند فعلی هم در معنی جهت و سمت و سو ، هم در معنی تاکید و هم در افزودن معنای نو و جدید به فعل ساده کارایی بسیار دارد .
• « ولیکن خود اندر ماتم و کشته شوم » ( بلعمی / ص 192 )
• « نیرویی به تن کسری اندر آمد » ( بلعمی / ص 201 )
• « و روز سه دیگر بهرام را اندر یافت » ( بلعمی / ص 202 )
• « و بهرام در پس او اندر تاخت » ( بلعمی / ص 190 )
در تاریخ بلعمی پیشوند « اندر » تماماً به صورت کهن خود به کار رفته اما در متون دوره ی متأخر ، به صورت « در » به کار رفته است . در مرصادالعباد نیز که از آثار دوره ی درسی است همه جا به صورت « در » به کار رفته است .
• « گفتم من نیز در روم تا چه می گوید » ( اسرار التوحید / ص 76 )
• « به زاویه ی بلال حبشی در شد » ( اسرار التوحید / ص 107 )
• « آب از سر من درگذشت » ( اسرار التوحید / ص 184 )
• « چون مدد لطف درآید » ( مرصاد / ص398 )
• « باید که لاابالی وار خود را در اندازند » ( مرصاد / ص 206 )
• « و بدان یک چشم اعورانه در می نگریست » ( مرصاد / ص 75 )
• « درخواست او را درپذیرفت » ( سیاست نامه / ص 244 )
این پیشوند ، به فعل های در افتادن ، درماندن ، درگرفتن ، دریافتن ، درگذشتن ( مردن ) معنای تازه ای بخشیده است . در پیوستن به فعل های درنوردیدن ، در آکندن ، در آویختن ، درآمیختن ، در گذشتن ( از خطای کسی ) و در آوردن ( به حرکت ) معنای فعل ساده را تقویت کرده و به آن تاکید بخشیده است . از این پیشوند فعل ای زیر ساخته شده است :
درآمدن ، دریافتن ، درنگریستن ، درماندن ، درآویختن ، درآمیختن ، درپریدن ، در رفتن ، درشدن ، در رسیدن ، درخواستن ، درسپوختن ، درپوشیدن ، درگذشتن ، درانداختن ، درپذیرفتن ، درشدن و ...
باز : پیشوند باز با صورت کهن ( اَباز ) از دیگر پیشوندهای زنده و پرکاربرد زبان فارسی است که از دوره ی تکوین تا به امروز زنده و کاراست . به معنی در عقب و به سوی عقب است . امروزه در معانی در جهت عکس و مخالف و مجدداً و از نو به کار می رود و در پیوستن به برخی از افعال ، فعل و ومعنای جدیدی ساخته است . این پیشوند در دوره ی باستان به معنی « پیوسته » به کار می رفته و قید زمان بوده است . مثلاً :
mazdai ahurai zaite us tan azasto bada yo yazamade miorom
مهر را می ستایم که پیوسته با دست های گشاده گله می کند به اهورامزدا
( یشت 10 / بند 53 ، به نقل از دستور تاریخی محسن ابوالقاسمی / ص 251 )
• « خداوند را که به حرب خواند نباید که پای بازکشد » (تاریخ بلعمی / ص 199 )
• « از آن جا بازدارید و به حق و سزا صرف کنید » (تاریخ بلعمی / ص 161 )
• « صلح کرد و بتان را باز استد » (تاریخ بلعمی / ص 68 )
• « و این اندر کتاب پسر جریر نیافتیم و باز نمودیم » (تاریخ بلعمی / ص 22 )
• « چون سخن او شنیدم او را باز شناختم » (اسرار التوحید / ص 76 )
• « متاع نیشابور بخریدم و باز آمدم » (اسرار التوحید / ص 76 )
• « حاجت من آن است که به هنگام مراجعت گذر بر این جا کنی تا ترا باز بینم .» (سفرنامه / ص 8 )
• « عوام می گفتند این آب به تابستان مدام می آید و چون زمستان شود بازایستد و یخ بندد .» (سفرنامه/ ص 165)
• « خود را از آن جا طلب که نهاده باشی تا بازیابی .» (قابوسنامه / ص 29 )
• « واریحیت  همت دربعضی باز می یافتند.» (مرصاد العباد / ص 119 )
این پیشوند در معنی قیدی « دوباره » نیز به کار می رود در این صورت پس از « باز» باید درنگ کرد .
و ازاین صدر نشین دلگیری یعنی اندوه حکایت شکوه آمیز فرو خوانم، باز گفته ام که... (نفثه المصدر/ ص 3)
امروزه نیز این پیشوند پرکاربرد است . و فعل های بازپرداختن ، بازداشتن ، بازگشتن ، بازخواندن ، بازآمدن و... از آن ساخته شده است .
باز به صورت « وا » نیز در متون دوره ی قدیم به کار رفته است و این تلفظ نشان تاثیر لهجه و گویش در متن است :
• « اگر وا ایستید از کفر پس آن است بهتر شمارا »  ( تفسیر طبری / ص 579)
• « اگر واگردید ، واگردیم و هرگز هیچ سود نکند شمارا » ( تفسیر طبری/ ص 579)
• « تمام وادهند با شما ثواب و مزد آن دربهشت » ( تفسیرطبری / ص 589 )
• « و عارف در چنان حال از چنبره ی زمان وا می رهد » ( از کوچه رندان/ ص 97 )
• « و من مر شمارا از ناصحان وا می نمانم » (تفسیر لفظی / ص 303 )
از پیشوند « باز» و  « وا » فعل های زیر ساخته شده اند :
باز راندن ، بازگشتن ، بازیافتن ، بازپرداختن ، بازشناختن ، بازگفتن ، بازرسیدن ، بازداشتن ، بازخواندن ، بازآمدن ، باز نهادن ، بازسپردن ، بازرفتن ، بازایستادن ، باز استدن ، بازدادن ، بازنمودن ، وارهیدن ، وادادن ، واداشتن ، وارفتن ، واخوردن ، واسوختن ، واگشتن ، واایستادن و...
بر : پیشوند « بر » و صورت کهن آن « ابر » از دیگر پیشوندهای رایج و پرکاربرد زبان فارسی است که صورت تهی آن نیز به عنوان حرف اضافه کاربرد بسیار دارد . این پیشوند مفهوم میل از پایین به بالا را به فعل می افزاید و بیشتر جهت نماست . معنای جدید نیز در پیوستن به فعل ساده ایجاد می کند . امروزه مشتقات اسمی و وصفی بسیاری از آن ساخته شده است و در فعل های برداشتن ، برخوردن ، برانداختن ، برچیدن ، برآمدن ، برگشتن ، برافتادن ، برخاستن و برآوردن تقریبا معنای جدید ایجاد کرده است .
گاه در فعل هایی چون : برگزیدن ، برافراشتن ، برآوردن ، برآشفتن ، برانگیختن ، برخروشیدن ، برگماشتن ، برشمردن و بربستن معنای فعل ساده را تقویت و موکد کرده است . این پیشوند در زبان گفتار امروزی به صورت « ور » تلفظ می شود
•  « هر روز حاجب علی برنشستی و به صحرا آمدی » ( بیهقی / ص 4 )
• « پس صندوقها برگشادند و خلعت ها برآوردند » (بیهقی/ ص 47 )
• « ملاعین حصار غور برجوشیدند » (بیهقی / ص 116 )
• « اسامی شما را یک به یک برشمارم » (مرصاد / ص 74 )
• « و گرد نهاد آدم برآمد » (مرصاد / ص 75 )
• « و گاه بود که از سر جان برباید خاست » (مرصاد / ص 260 )
• « دود هجران به سرش برآمد »  ( مرصاد / ص 89 )
• « گفت بگذار تا ترا مغمزه بکنم و حکایتی است برگویم » ( اسرارالتوحید / ص 72 )
• « پدرم ما را برگرفت ، مادست بریازیدیم و ... » ( اسرارالتوحید / ص 17 )
• « تا دوری از آفتاب شش درجه شود . آن گه سوختگی از وی برخیزد » (التفهیم / ص 461 )
از این پیشوند ، فعل های زیر ساخته شده است :
برآمدن ، برخاستن ، برخیزیدن ، برداشتن ، برآوردن ، برانداختن ، برگشتن ، برنشستن ، برگرفتن ، برگزیدن ، بربستن ، برکشیدن ، برشمردن ، برگذشتن ، بریازیدن ، برگفتن ، برخواندن ، بررفتن ، برشدن ، برنشاندن ، برگماشتن ، براندودن و...
فراز: به معنی رو به پیش. از جزء « فرا » در ایران باستان و پسوند « ac » ( اچ ) میانه ترکیب شده است . هم کاربرد قیدی و وصفی دارد و هم پیشوند فعل است . در پهلوی اشکانی به صورت fraz ( فراژ ) به فعل ، پیوسته و معنای آن را تغییر داده است .
بیا تو ای دل و فراز چم . asah tu gyan ud frac camah  ( دستور تاریخی / ص 193 )
در زبان فارسی دری کاربرد بسیار داشته و از پیشوندهای زنده فارسی دری بوده است .
• « سه روز کار می ساختند و مردم فراز می آوردند » ( تاریخ بیهقی / ص 41 )
• « چون در خواب شدم همان مرد فراز آمد » ( اسرارالتوحید /  ص 145 )
• « من چشم فراز کردم و شیر برفت » ( اسرارالتوحید / ص 75 )
• « امیرتان را بگویید تا ایدر فراز آید » ( تاریخ بلعمی / ص 192 )
این پیشوند در انتقال از دوره تکوین به درسی ، از رواج می افتد و بسامد آن به طور قابل توجهی کاهش می یابد . از این پیشوند ، فعل های : فراز آمدن ، فرازشدن ، فراز کردن ، فراز چیدن ، فراز رفتن و ... ساخته شده است .
فرا : همان فراز است بدون ac و بیشتر بر سر فعل هایی که واک نخستین آن ها صامت است ، می آید . این صورت قدیمتر از صورت فراز است . در نوشته های ایرانی باستان چون اوستا و فارسی باستان کاربرد بسیار داشته و به اسم و فعل می پیوسته است . صورت اوستایی آن fra و صورت هندی باستان آن pra ( = به پیش ) است . در اوستا (fra asaiti ) یعنی « بیرون می آید »  یا (fra asan) یعنی نزدیک خواهد شد . ( زبان اوستایی / ص 111 )
این پیشوند هم مفهوم جهت و سمت  و هم مفهوم جدید و تازه ای به فعل ساده ، در پیوست به آن می بخشد . این پیشوند در دوره تکوین ، درسی و معاصر کاربرد داشته و دارد . در دوره معاصر بیشتر در مشتقات اسمی و وصفی از فعل پیشوندی به چشم می خورد ، مثل : فراورده ، فراوری ، فرافکنی ، فراروی ، فرارویی ، فرادستی ، فرادست ، فراگرفتن ، فرارسیدن و ...
• « اندر وقت گروهی از فرزندان اسحاق (ع) فرارسیدند . » ( تاریخ سیستان / 48 )
• « اگر او را قضای مرگ فرا رسد تخت ملک ما را باشد . » ( تاریخ بیهقی / 216 )
• « فرا صومعه آمد » ( تاریخ بلعمی / 192 )
• « خود را فرا گرفته در میان حجره فرا می شود » ( اسرارالتوحید / 84 )
• « تا سپاه فرا رسید » ( تاریخ بلعمی / 192 )
با این پیشوند فعل های : فرا رسیدن ، فراآمدن ، فراگرفتن ، فرآوردن ، فرا رفتن ، فراداشتن ، فراسپردن ، فرا افکندن و ... ساخته شده است .
فرود : مفهوم حرکت از بالا به پایین را دارد . در زبان پهلوی و فارسی دری به صورت حرف اضافه و قید و پیشوند فعل به کار رفته است . از بسامد در خوری در زبان فارسی برخوردار است . این پیشوند معنای تازه ای در پیوست به فعل ساده ایجاد نمی کند و عمدتا مفهوم قید جهت و حرکت دارد .
• « بازگرد و فرود آی تا بیاسایی » ( بیهقی / ص 58 )
• « از راه به یک سو شدیم و شیخ فرود آمد » ( اسرارالتوحید . ص 153 )
• « پرویز فرود آمد » ( تاریخ بلعمی / ص 199 )
• « از تخت فرود آمد ودر خاک نشست » ( کلیله ودمنه / ص 31 )
• « هر روز بیست تا نان بر طبقی نهادی بر روی آب فرودآمدی » ( قابوسنامه / ص 31 )
• « کاروانی را دیدم آن جا فرود آمده ] بود [  » ( اسرارالتوحید . ص 76 )
• « و شیخ را به جای خوش فرود آورد » ( اسرارالتوحید / ص 244 )
• « پس ملک برخاستی و از تخت فرود آمدی » ( سیاست نامه / ص 30 )
فرود ، گاهی ، در مفهوم اسمی نیز به کار می رود و از آن صفت تفضیلی نیز می سازند :
« منافقان در درکه فرورتر بوند از دوزخ سوزان » ( تفسیر نسفی / ص 194 )
فرو : در معنی پایین ودر پایین ، صورت مخفف « فرود » است و غالبا به فعل هایی که واک نخستین آن ها صامت است ، می پیوندد ودر ریشه و مفهوم ، با فرود یکی است . این پیشوند هم در معنی قید و هم به عنوان پیشوند ، معنای تازه ای به فعل ساده می بخشد و در تقویت و تاکید معنای فعل نیز موثر است ، و یکی از پرکاربردترین  پیشوندهای زبان فارسی در دوره های مختلف است. بسامد کاربرد این پیشوند از افراز ، فرا و فرود بیشتر است و تقریبا در تمامی متون فارسی به کار رفته است این صورت از نظر تاریخی جدیدتر از فرود است .
• «  به هیچ حال این دیار فرو نگذاریم » ( بیهقی / ص 16 )
• « و کاریزی به میان قلعه فرو برده » ( سفرنامه / ص 7 )
• « و بیشتر دیوار شمالی مسجدی است سرداب که به درجه های بسیار فروباید شدن » ( سفرنامه / ص 42 )
• « و خانقاه برسر ایشان فرو گذارید » ( اسرارالتوحید / ص 236 )
•  « و همچنان آنک بادی فرو شود ، درجه فرو شدنش خوانند » ( التفهیم . ص 204 )
• « به همان نردبان که فرو آمدی » ( مرصادالعباد / ص 168 )
• « یک ذره از کار فرو نایستد » ( مرصادالعباد / ص 265 )
• « و به هیچ ابتلا و امتحان از قدم طلب فروننشیند » ( مرصادالعباد / ص 265 )
• « پندار صفا و بینایی حقیقی است از طلب فروماند » ( مرصادالعباد / ص 372 )
• « و هر که خود را در مقام حاجت فرو گذارد » ( کلیله و دمنه /  ص 136 )
• « این قله بسی پاکان را به آب فرو داده است » ( نقثه المصدر / ص 107 )
• « البته آن جا که طور در برخورد با همچو تجلی از هم فرو می پاشد » ( از کوچه رندان / ص 98 )
با این پیشوند ،فعل های زیر ساخته شده است :
فرود دادن ، فرو گذاردن ، فرو پاشیدن ، فروفرستادن ، فرونشستن ، فروماندن ، فروداشتن ، فرورفتن ، فروانداختن ، فروگذاشتن ، فروبردن ، فروگرفتن ، فروشدن و ...
نتیجه
نتیجه ی این پژوهش آن است که پیشوند در ساختمان گروه فعلی ، یا مفهوم جهت و سمت حرکت فعل را دارد یا موجب تاکید فعل می شود و معنی آن را تقویت می کند و یا این که در همراهی با فعل معنا و مفهومی تازه به آن می بخشد . در تحول زبان فارسی دری ، از دوره تکوین ( سده های4-7 هجری ) به دوره درسی ( سده های 7-13 هجری ) ، از شمار و کاربرد فعل های پیشوندی کاسته می شود و در عوض برشمار فعل های مرکب ( فعل هایی که عنصر غیر فعلی آن ها اسم یا صفت است ) افزوده می شود . در تطور فعل های پیشوندی ، آن پیشوندهایی که مفهوم جهت و سمت حرکت فعل را نشان می دادند ، تبدیل به یک گروه اسمی مستقل شدند که به فعل تاکید می بخشیدند و معنای فعل را تقویت می کردند ، غالبا به یک گروه اسمی مستقل که نقش نحوی قید تاکید را در جمله ایفا می کردند ، تبدیل شدند و پیشوندهایی که مفهومی تازه به فعل می دادند، عمدتا جای خود را به اسم یا صفت در ساختمان گروه فعلی بخشیدند . این تطور- که تغییر سبک نویسندگی و شاعری نیز در ایجاد آن نقش قابل توجه داشت -  سهمی در ایجاد مختصه سبکی « طولانی شدن جمله ها » در آثار قرن هفتم به بعد داشت .

منابع و مآخذ
1. ابوالقاسمی ، محسن . ( 1374 ) تاریخ زبان فارسی .  چاپ دوم . تهران : انتشارات سمت .
2.---- (1375) . دستور تاریخی زبان فارسی ، چاپ اول ، تهران : انتشارات سمت .
3. ارژنگ ، غلامرضا و صادقی، علی اشرف . ( 1361 ) . دستور. چاپ وزارت آموزش و پرورش. تهران.
4. باطنی ، محمد رضا . (1370) . توصیف ساختمان دستوری زبان فارسی. چاپ چهارم. تهران: انتشارات امیرکبیر.
5. بلعمی، ابو علی محمد بن محمد . (1368) . تاریخ بلعمی . برگزیده رضا انزابی نژاد . چاپ اول . تهران: انتشارات امیرکبیر.
6. بهار، محمد تقی.(1341). تاریخ سیستان.تهران.
7. بیرونی، ابوریحان .(1367). التفهیم لاوائل صناعه التنجیم ، به تصحیح علامه همایی، چاپ چهارم، تهران: نشر هما.
8. بیهقی، ابوالفضل.(1376). تاریخ بیهقی. به تصحیح و توضیح خلیل خطیب رهبر. چاپ ششم. تهران: نشر مهتاب.
9. خانلری، پرویز.(1348). تاریخ زبان فارسی. چاپ اول. تهران: بنیاد فرهنگ ایران.
10. خرندزی زیدری نسوی ، شهاب الدین محمد . (1370). نفثهالمصدور. تصحیح حسن یزدگردی. چاپ دوم. تهران: نشر ویراستار.
11. رازی،نجم الدین.(1352). مرصادالعباد ، تصحیح محمد امین ریاحی، چاپ هشتم. تهران: انتشارات علمی فرهنگی.
12. سوکولوف. س. ن.(1370)زبان اوتایی. ترجمه رقیه بهزادی. چاپ اول. تهران: مرکز مطالعات و تحقیقات فرهنگی.
13. اشعار ، جعفر . (1373). برگزیده سیاست نامه. چاپ دوم. تهران: نشرقطره.
14. عطار نیشابوری، فریدالدین.(1355). تذکره الاولیاء . تصحیح محمد استعلامی. چاپ دوم. تهران: انتشارات زوار.
15. قبادیانی،ناصر خسرو.(1363). سفرنامه . به کوشش محمد دبیر سیاقی.چاپ دوم. تهران:زوار.
16. کیکاووس بن اسکندربن قابوس بن وشمگیر بن زیار، عنصرالمعالی.(1375). قابوسنامه.تصحیح غلامحسین یوسفی . چاپ هشتم . تهران: انتشارات علمی و فرهنگی.
17. محمد بن منور.(1361). اسرارالتوحید، تصحیح ذبیح ا... صفا، چاپ پنجم، امیرکبیر.
18. منشی ، نصرا...(1371) کلیله و دمنه. تصحیح مجتبی مینوی. چاپ دهم. تهران: انتشارات امیرکبیر.
19. نسفی، امام ابوحفض نجم الدین عمربن محمد.(1376). تفسیر نسفی. تصریح عزیزا... جوینی. چاپ اول.تهران: انتشارات سروش.

+ نوشته شده در  پنجشنبه 6 دی1386ساعت   توسط   |